وبلاگ مهندسی پزشکی :: مهندسی زندگی
وبلاگ مهندسی پزشکی :: مهندسی زندگی تحت نظر وبسایت مهندسی پزشکی :: مهندسی زندگی www.Bm-Eng.iR

لوگو مهندسی پزشکی مهندسی زندگی www.bm-eng.ir

 

اندر احوالات ورود و خروج از قلعه دانشگاه

آورده اند که در عهد قدیم جوانی را حسرتی پدید آمد جانکاه..که چون دیگر یاران راه علم در پیش گرفتندی و وارد قلعه دانشگاه شدندی.سالها پشت دربهای بسته آن بماند و از انواع آلات و ادوات جنگی فی المثل کتب قلم چی و کتابچی بهره گرفت و کرورها از ثروت پدر خویش در این راه به باد فنا داد تا رمز ورود به قلعه بر اومعلوم گشت

وارد قلعه آرزوها بگشت و چه جشنها و سرورها و چه پایکوبی ها که برپا نساخت و خاندان وی را فاتح قلعه رویاها لقب بدادند.

سالها گذشت و مدت اقامت در قلعه بسر آمد هنگام خروج خود که عاقله مردی گشته بود جوانی بدید آرزومند چشم به دربهای بسته دوخته سر در گریبان...جوان را خطاب قرار بداد و به وی گفت :

بیامد آرزویی اندر این دل**که گیرم راه دانش رابسی پیش

چه ثروتها بدادم اندر این راه**هزاران گله گاو وصدهزار میش

درون قلعه هم صدها از این در**بسی زانها که دادم اندر آن بیش

دم آخر گرفتم مدرکم را**بماندم من روی سوی کدام کیش

نداریم راه کاری پشت قلعه**بگشتیم شرمسار از روی هر خویش

((برگرفته از کتاب جوامع الچاخانات نوشته میرزا چاخان خان شب ستیز بخارآبی))





تاریخ: جمعه 30 فروردین 1392
ارسال توسط bm-eng

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران